خرید بک لینک

آغ 1م واسه بار دوم گفت که دکترم گفته داروهای اینجا و امکانتش

خوب نیست و برنامه میریزم که برگردم آمریکا. گفتم آره برو و منم

بیام هم برای تو خوب میشه هم من و دیگه نگران اجاره خونه و کار

پیدا کردن نخواهم بود و بلاه بلاه...

بازم برگشت گفت تو دو دفعه اومدی امریکا چرا نموندی و دوباره

خنجرو وارد بدنم کرد؛ خیلی آروم بهش توضیح دادم بار اول داشتم

کار میکردم و دردم ساپورت نکردن تو و خونه بود!! چون زنت

نمیخواست من خونتون بمونم و بار دومم زنت رسما داشت دست رو

من بلند میکرد و چمدونمو پاره کرد میموندم تو پروسه طلاقتون

هیزم آتیشش میشدم؟!

برگشت گفت من بار اول گفتم مسائل خونه رو نگو به ایران ولی تو

گفتی و خانمم شنود داشت و حرفاتو شنیده بود(احتمالا ضبط کرده

بود واسش گذاشته...) گفتم من یه دختر ۲۰ ساله بی تجربه بودم که

داشتم درد میکشیدم خب معلوم بود مسائل خودمو به مامانم

میگفتم...
برگشت گفت میدونی مشکل تو چیه؟نمیتونی عذرخواهی کنی بلد

نیستی بگی ببخشید...پریدم وسط حرفش که نه بلدم اما کاری نکردم

که عذرخواهی کنم(بختت زن!یه چیزی ام بدهکاری!)
برگشت گفت ببین ببین ببین و ممتد هی گفت ببین عصبی و با خشم

و یهو قطع کرد و نتیجتا رید تو اعصابم و دوباره تا دو هفته یا بلکه

بیشتر باید فرو برم تو خودم و عصبی باشم...

درد اونجاست که من ازش نخواستم بخاطر بار اولی که زنش گفت

نمیخواد تو خونشون باشم منو از خونه بیرون کرد یا بخاطربار دومی

که تو اون شرایط منو برد که فقط حرص اون زنو در بیاره هیچوقت

ازش نخواستم معذرت بخواد و اونوقت تو توقع داری برای گناه

نکرده ازت معذرت بخوام؟! زارررت...

پ ن:
ترومای بار اولی که رفتم انقد زیاده که تک به تک چیزایی که یادم

میاد باعث میشه دلم بخواد خودمو بکشم که چرا سکوت کردم یه

کلید خونه رو به من نداده بود یه سیم کارت نخریده بود که بتونم تو

شرایط اضطراری زنگ بزنم عملا زندانی کرده بودتم و شکنجه های

روحی که بماند...

و اره من دیوونه ترم که بازم میگم بیا بریم...چرا؟چون پول ندارم

چون مث یه ادم وسط دریای توفانی ام
اما تو چی تو لیاقتت همون زن سابقته که وقتی سیتیزن شد طلاق

گرفت پول گرفت و یه در کانی ام زد بهت آغ بابا!

احتیاجات؟یک شوهر پولدار که با هم بریم تا نگران پول نداشته

نباشم و بابامم بزارم کنار:))

برچسب: نویسنده: النا قاسمی تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1402 ساعت: 6:20

صفحه بندی