خرید بک لینک
داشتم فکر میکردم اینکه همدیگرو دوست نداریم برای چیه اینهمه کوبوندن اینهمه دعوا کردن عجیبغریبه...

ما همیشه دعوا میکنیم قانون شکنی میکنیم حتی تو صف نذری ام باهم دعوا میکنیم

دلیلشچیه؟دلیلش چیه انقدر عصبانی و بی مهریم و انقدر تا هرچی میشه فرهنگ

۲۵۰۰ساله یا حتیبیشترمون رو به رخ دیگران میکشیم؟!

اینهمه زیرآبی رفتن و زدن واسه همدیگه اینکه نداشته های دیگران رو بکوبونیم تو سرش!

اینکه بهم کمک نکنیم و بی تفاوت از کنار هم رد بشیم و در نهایت وقتی این گله هارو

واسه یه نفر بکنیمیگه منم روزای تورو داشتم بعدا یاد میگیریجامعه گرگه و نمیتونی

عوضش کنی و این ینی توام باید گرگ بشی و واسه ی من مثل سکته اس

هروقت این حرفارو میشنوم و رفتار اطرافیانمو چاشنی این حرفا میکنم من یه ادم عادی

ام که جدای ازدین و مذهب دلم میخواد دل کسی رو نشکونم چون شاید خودم دلم

شکسته و میدونم دل شکستندیگران بدترین گناهه نمیگم دلی نشکوندم ولی از یه جایی

سعی کردم آدما از من بدشون بیاد حتی بهم بگن احمق ولی دلشونو نشکونم!!

هرچقدر جلو میرم بیشتر نا امید میشم و علامت سوال توی مغزم گنده وگنده تر میشه ما

دوستداشتن رو حتی وسیله کردیم راحت بهم میگیم دوست دارم و بع ول میکنیم و به

دوست داشتنمون انگبچگونه بودن و ناشدنی وناممکن میزنیم ولی خب یادمون نره

ممکنه الان تو زندگیمون نخوریم ولی تا دنیادنیا بوده دل کسی رو شکونیدم نتیجشو

دیدیم کسی رو ول کردیم با بی رحمی نتیجشو میبینیم!

به یکی که باهامون دردودل کرده گفتیم احمق؟بازم نتیجشو میبینیم...

جدیدا هرموقع یاد این حرفا و کارها میوفتم ارزو میکنم دل بزرگتری واسه بخشش داشته

باشم و فکرمیکنم شاید اونم عقده ای درونش بوده که اینجوری برخورد کرده!!

اینا شاید یه سری حرف های بی اهمیت واسه تویی باشه که میخونی و با خودت پوزخند

بزنی وتواممنو احمق خطاب کنی ولی اینا همین حرفا خیلی وقت بود تو دلم مونده بود و

الان جرئت کردم:)

بنویسمشون همینقدر نامرتب و غیرادبی:)

برچسب: نویسنده: النا قاسمی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 3:25

صفحه بندی