دو سه روزیه که کبوترهای نازیبا صبحا میان روی نرده ی تراس وروی
پکیج میشینن و نوای بغ بغو سر میدن! سوای اصوات نکره شون
اختیار کانشونم ندارن و میرینن روی پکیج و نرده خب...
منم که جغد شب(همش تقصیر pcod هست!) صبحا به دنبال اندکی
خواب هستم اما نه صداشونو بر میتابم نه عمل زشت ریدنشونو:))
نتیجتا همون دو روز پیش میون خواب و بیداری راه حلی پیدا کردم
1!
سس های تند پرپروک که عملا هیچ خاصیتی جز تلنبار شدن ندارن و
توی ظرف بستنی کاله نگه میداریمشون(چرا؟!) رو گذاشتم کنارم،
هربار با شنیدن اولین صوت نکره بغ بغو با چشمای یکی باز اونیکی
بسته یه سس رو نشونه میگیرم سمت پنجره و بوم! و جوابم میده و
اکثرا میپرن! منتها طفلکِ گناهی من که اینکارم گویی برای سلیطه
خانم ها و آقاها شده عادت یا بازی هی اینکارو دوباره و دوباره تکرار
میکنن اونوقت سوال من اینه عزیزانم روی نرده ما واسه شما ریدن؟
مازوخیست دارید میاید میشینید رو اون لبه که صدای بومو بشنوید
و پر بزنید؟
چنان هم به جفت چشمات خیره میشن که انگار ارث باباشونو خوردی
که در حقیقت خوردیم زمین رو!!
اما اخه سلیطه تو که جدیدا میای رو لبه نرده میشینی تا نگات میکنم
میپری خب چرا اصلا میای؟!:))
تو اسم خارجی این عن آقاها و سلیطه خانم ها به انگلیسی یه کلمه
خنده هست که جدا بعد خوندنش گفتم آره اینا به من میخندن اینا
من رو اسکل فرض کردن...
این وسط مامانم بی خیال(از آلویز!) میخنده میگه فکر کن این سسها
رو پرت میکنی بترکه یهو و خنده...
خب زن کار خودت زیاد میشه اونم چی سس تند:) اون پرده اتاق
دیگه پرده نمیشه تا همیشه لک ننگ نارنجی روش میمونه و نهایتا
میشه زرد اسهالی...
پ ن: خیر راه دیگه ای پیدا نکردم و خیر قصد زدن حفاظ یا توری رو
نداریم چون سخته(!)
برچسب:
نویسنده: النا قاسمی