اعتیاد - تاریخ: 1402/4/31 ساعت: 1:47
دولینگو میگه آفرین ادامه بده، واو باورم نمیشه انقدر سریع جوابمیدی! و منم ادامه میدم، سعی میکنم زیر دو دقیقه تمریناشو حلکنم کافیه یه تمرینو ۸۰ بزنم تا ناراحتی سرتاپای وجودمو بگیره:))هر دقیقه این سه روز منتظرم گوشیمو بردارم برم تو دولینگو تاقلبامو پر کنم و برم مرحله بالاتر! از ترکی سوییچ میکنم ایتالیا...
بارون - تاریخ: 1402/4/31 ساعت: 1:47
دیدید بالاخره یه نمه بارون زد؟:") و امان از بوی بارون...
سرزمین عجایب! - تاریخ: 1402/4/31 ساعت: 1:47
حدود پونزده روز پیش نوشتم دیوانه وار دلم بارون میخواد و درادامه اش نوشتم میدونم چقدر امکانسیزه و فقط نور ماه نصیبمشده...پونزده روز بعدش بارون بارید و خب اینم گوشه دلم کنار بقیه عجابدفن میکنم:))Adblock test (Why?)
فال، چاکرا، روتین پوستی! - تاریخ: 1402/2/9 ساعت: 14:49
برای من فال گرفتن یه جور تفریحه، هربارم که پیش کسی فالمیگیرم مامانم میگه یه رایان نامی بود ارمنی فال میگرفت اصلاچشمات از حدقه میزد بیرون حیف که نمیدونم کجاست:))حالا الان رایان کجاست؟یحتمل مادربزرگی شده واسه خودش وواسه نوه هاش قصه تعریف میکنه(اندر باب قصه گو بودن فالگیرها!)حالا این سری این فالگیره که...
enough said - تاریخ: 1402/2/9 ساعت: 14:49
امشب فیلم enough said رو دیدم یه فیلم که اگر این حجم ازبادی شیمینگ و فت فوبیا توش نبود میشد گفت یه عاشقانه تمیزه ازآدمای عادی دور و برمون؛ اما متاسفانه تک تک کاراکترای فیلم سرشاراز فت فوبیان...تیکه آخر یه مقاله که در نکوهش فیلم نوشته شد بود هم جالب بود:Thousands of people have watched this garbage a...
سفر و سیگار! - تاریخ: 1402/2/9 ساعت: 14:49
سوالی دارم!یک چجوری در مسافرت خانوادگی سیگار بکشم؟!دو چجوری بدون سیگار کشیدن به اعصابم مسلط باشم؟!سه چجوری وقتی پریودم خیلی خیلی نزدیکه و سیگارم ندارم بهاعصابم مسلط باشم؟!علت نگرانی:متاسفانه دو سال پیش وقتی با داییم اینا مسافرت بودم من(!) یکگود گرل گوگولی با داییم دعوام شد انقدر شدید که پسر داییم یک...
vampire lips - تاریخ: 1402/2/4 ساعت: 17:02
bee stung lips 1920sیه مدل برای زدن رژ لبه که تو 1920 احتمالا طرفدار داشته و تقریباچهار فاکینگ تایم طبق گفته های خانم erin امتحان کردمش و تهششدم همون بچه سه ساله ای که تمام رژ لبای مامانمو برداشته بودممالیده بودم کل صورتم البته نه به اون شدت ولی تهش از عصبانیتبا پد پاک میکنم:)))Adblock test (Why?)
خون - تاریخ: 1402/2/4 ساعت: 17:02
گاهی وقتی خیلی عصبی ام و ناراحت غیر ارادی پوست کنار انگشتشستم رو میکنم، خیلی وقتا از شدت عصبانیت متوجه دردش نمیشمو به خودم میام میبینم لباسم خونیه؛ یه بار یه لکه خون کوچیکقرمز ریخته بود روی زمین و بعد دیدنش متوجهش شدم:)کرپیه؟بله! اما فکر نکنید هرروز در حال کندن پوست گوشه ناخون شستمهستم خیر...پریشب ب...
راهکار شاهانه!! - تاریخ: 1402/1/27 ساعت: 12:40
دو سه روزیه که کبوترهای نازیبا صبحا میان روی نرده ی تراس ورویپکیج میشینن و نوای بغ بغو سر میدن! سوای اصوات نکره شوناختیار کانشونم ندارن و میرینن روی پکیج و نرده خب...منم که جغد شب(همش تقصیر pcod هست!) صبحا به دنبال اندکیخواب هستم اما نه صداشونو بر میتابم نه عمل زشت ریدنشونو:))نتیجتا همون دو روز پیش ...
چشمک:) - تاریخ: 1402/1/27 ساعت: 12:40
طی یه گفت و گو بعد از ۲۵ سال با خنده ها و مسخره کردنای مامانمفهمیدم من بلد نیستم چشمک بزنم و نخ بدم مامانم کم مونده بوداشک از دو چشمش جاری بشه هی میخندید و میگفت ها ها بروخودتو نگاه کن تو آینه تو نخ نمیدی طناب میدی عزیزم=)دیگه نکته مثبتش اینه که چشمک جواب نمیده به قول دوستمونفرانسس تو فیلم frances h...
بخت جوان ایرانی! - تاریخ: 1402/1/27 ساعت: 12:40
خوابیده بودم یهو پریدم و فهمیدم برق رفته...به عنوان کسیکه در خاورمیانه زندگی میکنه این عجیبه ولی عجیبنیست!بعد یه آن یادم اومد یه سال پیش یا دو سال پیش یه روز برقمون ازوسطای ظهر تا ساعت دوازده شب رفته بود:)واقعا تجاربی که از درمان، برق، واکسن، دارو، پول و بی پولی داریمبه شرایط آخرالزمانی میخوره ینی ی...
این قسمت قاطع بودن! - تاریخ: 1401/12/4 ساعت: 14:59
با اینکه شاید دیر باشه اما تو ۲۵ سالگی تازه دارم یاد میگیرمیکم خودخواه باشم و یکم قاطع نایس پری سا جون اینخوبه^_^+دوستم سه چهار باریه داره میگه بیا بریم بیرون و دو روز پیشمگفت جمعه بریم که گفتم باشه! دیروز کافه رو هم انتخاب کردیماما بعدازظهر یهویی گفت ممکنه بخوایم بریم خونه خاله ام وصبر کن ببینم میش...
برک داون مکتوب شده! - تاریخ: 1401/12/4 ساعت: 14:59
مثل همیشه ام و چقدر ازین جمله،ازین حالت تنفر دارم!آغ بابا بسان سگ بو میکشه تا ببینه کی این مثل همیشه یکمالتیام پیدا میکنه؟ کی یه ذره شادی به وجودم رخنه میکنه ومیاد و شروع میکنه به پارس کردن و دوباره میشم مثل همیشهای که ازش متنفرم!از جمله هاش متنفرم از تن صداش و حرفاش دلم میخواد ازخود بی خود بشم و جی...
با تشکر از زئوس - تاریخ: 1401/12/4 ساعت: 14:59
دیروز بین ساعت ۶ تا ۸ خوابیدم و بدترین خواب عمرمو دیدم وبعدشم که پاشدم تا چند ساعت بعدش محو زشتی های اطرافمبودم:)دوستمم گفت که ایشالا اگه فلان اتفاق افتاد یه drink میزنیم و منمباح باح کنان خودم رو مشتاق نشون دادم اما در واقعیت:I really really want something stronger but I'm not sure what's in itو وا...
این قسمت توقعات پدری که پدر نبود! - تاریخ: 1401/11/15 ساعت: 22:19
بابام روز هشتمم بهمن که تولدم بود زنگ زد و گفت که میخوادخونه بخره و میخواد نزدیک خونه ما بخره چون میخواد به مننزدیک باشه(!) گویا نزدیک خونمون عن خیرات میکنن و من نمیدونستم...و بهم گفت برم یه خونه رو ببینم وخودمم پرس و جو کنم و بهبنگاه بسپرم و تنها هم نرم لابد با داییم یا زن سابقت(مامانم!)برم...چون ه...
منگی - تاریخ: 1401/11/15 ساعت: 22:19
دیروز سیگار رو امتحان کردم، دیدن ولاگ های میچل چوی، دیدندختران گیلمور و حتی اوتمیل درست کردم آما نشد، غم بزرگ از بیننرفت و حتی تبدیل نشد به غم های کوچیکتر! بعدش نوشتن تو اینجارو امتحان کردم و باز هم نشد و اصلش شاید همین باشه دیگه نمیتونم بنویسم یا بخونم یا حتی تعریف کنم مغزم یه کلاف نخهشلم شورباس و ...
بحران(!) - تاریخ: 1401/11/15 ساعت: 22:19
سلسله تصمیمات اشتباه، مقصر منم؟ مقصر بابامه؟ یا مامانم؟ یاهردوشون؟ یا هر سه مون؟ یا اصلا با پیدا شدن مقصر چه چیزی حلمیشه؟آیا من تنبلم؟ یا افسردگی دارم؟ یا شاید هردوش؟موفقیت چیه؟ کارخوب پیدا کردن؟ ازدواج کردن؟ از ایران رفتن؟ یا موفقیت ارضاشدن درونی خودته؟ واقعا کسی میتونه به اون حد برسه؟من...من غریبه...
خسته شدم:) - تاریخ: 1401/11/3 ساعت: 13:24
صبح دیروز بابام ساعت ۸ زنگ زده بیا بریم بانک از شرق تهرانباید گز میکردم برم غرب خسته ام میکنه فکر میکنه نوکرشم:)یا چون سرکار نمیرم برنامه ای ندارم باید گوش به فرمان باشمروشم زیاده عمم و شوهر عمم یه جورایی بودن که عزیزم اینوبگیر ببر این وبال خودتونه:")بعد بهم گفته بود کارت ملی بیارم رفتیم بانک گفت کا...
چه خواهد شد؟! - تاریخ: 1401/11/3 ساعت: 13:24
دیشب وسط سریال دیدن خوابم گرفت که چقدرم خوب چونخوابیدم و چقدر بد چون ساعت ۶ صبح پاشدم و تو تنهاییمدوباره فکرهام به سمتم هجوم اوردن دو سه شب پیش(دقیقایادم نیست چه شبی) با مامان تا ساعت ۵ صبح بیدار موندم وهی فرت و فرت سیگار کشیدم و صحبت کردم؛ بزارید اینجا همبگم به مامان گفتم از وقتی بابا برگشته ایران ...
و تا به کی؟ - تاریخ: 1401/11/3 ساعت: 13:24
نمیدونم چرا وبلاگم تو فهرست وبلاگها نشون داده نمیشه اماخب من همچنان مینویسم چون چاره ای جز اینجا ندارم:)درحالیکه نمیدونستم چندمین سیگاررو میکشم و آهنگ گوشمیدادم تو دلم گفتم خدایا/کائنات اگه هستی یک نیشانه به مننیشان بده مث همون موقع که اون گوربه هه موقعی که گریهمیکردم اومد کنارم:")و گس وات بچه ها جو...

برچسب‌های مرتبط

سازمان سنجش | سازمان سنجش پزشکی | سازمان سنجش کارشناسی ارشد | سازمان سنجش استخدامی | سازمان سنجش سراسری | سازمان سنجش دانشگاه ازاد | سازمان سنجش اعلام نتایج | سازمان سنجش انتخاب رشته مجازی | سازمان سنجش ارشد | سازمان سنجش علمی کاربردی